<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خاک آریایی</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Nov 2009 18:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصوير</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصوير&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subtitle style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 20px&quot;&gt;اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقه‌اي مي‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته مي‌شود، پس از آن بود که سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ کس اثري از آنها نيافت... «کامبيز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که يکي از ساتراپ‌ها يا استان‌هاي ايران به شمار می‌رفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P&gt;در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/sarbazan_hakhamaneshi_mesr.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/sarbazan_hakhamaneshi.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/sarbaz_hakhamaneshi_mesr.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/asb_hakhamaneshi.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=443 src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/hakhamaneshi_gooshvare.jpg&quot; width=275&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها کرده‌اند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- فراموش نکرده‌ايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار می‌رفت، دست‌هاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 18:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرونده ی سرگردان سرقت از تخت جمشيد</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;
&lt;P align=right&gt;زماني كه سال 1387 روزهاي پاياني خود را سپري مي‌كرد و مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در تكاپوي آماده كردن امكانات لازم براي مسافران نوروزي بودند، خبري منتشر شد مبني‌ بر اين‌كه تكه‌سنگي از تخت جمشيد (پارسه) سرقت شده است؛ تخت جمشيدي كه در مقايسه با ديگر يادمان‌هاي ايران، طبعا ايمن‌ترين نوع حفاظت را بايد داشته باشد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يكي از نكات جالب توجه در اين رخداد، فردي است كه اين تخته‌سنگ را از تخت جمشيد (پارسه) خارج كرده است. او يكي از اعضاي سفارت كره‌ي جنوبي است كه به‌دليل داشتن مصونيت سياسي، با وجود اين‌كه مسؤولان فرودگاه شيراز، قطعه‌سنگ را همراه با وسايل او پيدا كردند، بازداشت نشد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;IMG height=361 src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/takhte_jamshid.jpg&quot; width=567&gt;&lt;A href=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/takhte_jamshid.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;البته اطلاعات كاملي درباره‌ي اين‌كه تاكنون به اين مسأله چگونه رسيدگي شده و آيا با فرد سارق برخوردي صورت گرفته است يا خير، در اختيار رسانه‌ها قرار نگرفته و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با وجود اين‌كه متولي اصلي حفاظت از مواريث فرهنگي كشور است، در اين‌باره اطلاع‌رساني لازم را انجام نداده و چند خبر منتشرشده نيز از سوي بخش قضايي بوده است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;در واقع، مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس با وجود اين‌كه شيء سرقت‌شده را از فرودگاه تحويل گرفته‌اند، درباره‌ي ابعاد و ويژگي‌هاي آن، محل نگهداري اثر پس از كشف، نحوه‌ي سرقت از مجموعه‌ي تخت جمشيد (پارسه) در شرايطي كه نگهبانان بايد همواره در محوطه باشند و ده‌ها پرسش ديگر هنوز هيچ اطلاعاتي را نداده‌اند. هم‌چنين ممكن است، در جريان اين سرقت به بخشي از آثار موجود در محوطه‌ آسيب وارد شده باشد، همان‌گونه كه در گذشته، افرادي با اشيايي به جان سنگ‌هاي تاريخي افتاده بودند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;درحال حاضر، طبق آخرين خبر كه باز هم از سوي دادستان شيراز منتشر شده، اعلام شده است كه وزارت امور خارجه اين قضيه را پي‌گيري مي‌كند؛ اما منابع غيررسمي مي‌گويند كه وزارت امور خارجه معتقد است، پي‌گيري اين خبر به روابط ديپلماتيك ايران و كره جنوبي آسيب مي‌زند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;! &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;نكته‌ي جالب توجه ديگري كه به آن مي‌توان اشاره كرد، اين است كه چرا و چگونه در مهم‌ترين سايت تاريخي كشور چنين سرقتي انجام شده است. هنوز فراموش نكرده‌ايم كه چندماه پيش، در جريان يك كاوش باستان‌شناسي در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) و در حدود 100 متري يگان حفاظت، سرقتي از يك گور تازه كشف‌شده رخ داد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;در آن زمان، يگان حفاظت تخت جمشيد (پارسه) پيش‌قدم شد و اعضاي گروه كاوش را به اين دليل كه كشف گور را اطلاع نداده‌اند، مقصر دانست و اين موضوع حتا به بازداشت اعضاي گروه كاوش منجر شد. البته درباره‌ي سرقت اخير، نيروهاي يگان حفاظت حاضر به گفت‌وگو نيستند تا مشخص شود، در اين اتفاق چه كسي از نظر آن‌ها متهم است؟&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;و اين پرسش هم‌چنان باقي مي‌ماند كه فارغ از فرافكني‌هاي مرسوم، آيا نبايد شرايط حفاظتي و امنيتي تخت جمشيد (پارسه) به‌عنوان بارزترين و مشهورترين اثر تاريخي ـ ملي ما به‌گونه‌اي باشد كه به‌آساني و به‌تكرار مورد سرقت قرار نگيرد؟&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;!&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;
&lt;P&gt;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1312497&amp;Lang=P&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 13:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوروش بزرگ (واپسین سخنان ابر مرد تاریخ ایران و جهان)</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#0000a0 size=6&gt;    &lt;FONT color=#cccccc&gt;واپسین&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Arial color=#0000a0 size=6&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; سخنان ابر مرد تاریخ ایران و جهان&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#0000a0 size=6&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 452px; HEIGHT: 472px&quot; height=585 src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/koorosh_hakhamaneshi1.jpg&quot; width=780&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;گزنوفون مورخ نامدار یونانی در کتاب کوروپدیا ( زندگی کوروش بزرگ ) چنین می نگارد&lt;SPAN lang=fa&gt; : &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کوروش بزرگ پس از هفتمین بار که سراسر امپراتوری ایران را سرکشی کرد دیگر قدرت و توان جوانی را نداشت و روزگار پیری اش آغاز شده بود . پدر و مادر&lt;SPAN lang=fa&gt;ش &lt;/SPAN&gt;سالها پیش با دنیای فانی بدرود حیات گفته بودند . وی به مناسبت هفتیمن سرکشی به کل سرزمینهای ایران که بیش از دهها کشور می شد جمع کثیری از رعیتهای و افراد عام &lt;SPAN lang=fa&gt;ایران &lt;/SPAN&gt;را گردآورد و سپس به آنها پاداشهای بسیاری بخشید . سپس شبانگاه به بالین خواب رفت . همان شب در عالم رویا ندایی او را مخاطب قرار داد و چنین گفت : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff0000 size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;ای کوروش خود را آماده ساز زیرا به زودی به ملکوت خدایان پرواز خواهی نمود &lt;SPAN lang=fa&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کورش از شنیدن این ندا سراسیمه از خواب برخاست و خواب برای بزرگان بازگو کرد و چنین پاسخ شنید که به زودی به دیار جاوید خواهی شتافت . کوروش پس از شنیدن این سخن دریافت که آماده سفری بس طولانی و ابدی خواهد بود و پایان زندگی &lt;SPAN lang=fa&gt;پر فراز و نشیبش &lt;/SPAN&gt;اش فرا رسیده است . پس روی به درگاه یزدان نمود و چنین گفت : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ای ایزدان این آخرین قربانی من را پس از یک عمر مجاهدت و کوشش با لطف و کرم خویش بپذیرید . من از یاری خداوند در تمامی مراحل زندگی ام سپاسگزارم . موهبت او بود که به من راه درست را نشان داد و دریافتم چگونه باید از خطا دوری بجویم. خداوند را ارج مینهم که حتی در اوج قدرت هرگز از یادش دوری ننمودم . اینک تنها و آخرین آرزویم این است : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;روزگار زن &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; فرزندان &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; دوستان &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; &lt;SPAN lang=fa&gt;مردم و &lt;/SPAN&gt;میهن عزیزم سعادتمند گردد و عمرم را با شرافت به پایان برسانم &lt;SPAN lang=fa&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کوروش پس از این &lt;SPAN lang=fa&gt;سخن &lt;/SPAN&gt;راهی کوه مقدس ایرانیان شد و قربانیان بسیاری را روانه خداوند کرد . سپس به قصر خویش باز گشت تا اندکی بیاساید . چون زمان استحمامش فرا رسید او را دعوت کردند تا خود را شستشو دهد ولی وی پاسخ داد که ترجیح می دهد در بستر خویش به استراحت بپ&lt;SPAN lang=fa&gt;ر&lt;/SPAN&gt;دازد . شب هنگام زمان شام فرا رسید . خادمانش وی را جهت صرف شام فرا خواندند ولی باز کورش از ترجیح داد که در بسترش آرامش اختیار کند . ولی چون عطش بسیاری داشت از خادمانش آب درخواست نمود &lt;SPAN lang=fa&gt;و نوشید &lt;/SPAN&gt;. فردای آن روز فرزندان را فراخواند . پسران کوروش در تمامی مراحل زندگی ( نبردها - سختی ها - شادمانی ها و . . . ) در کنارش بودند . سپس بزرگان هر قوم ایران را نیز فراخواند . موبدان و ریش سپیدان و اندیشمندان را خواست که همگی کنارش گردآیند . پس از آنکه افراد زیادی در محل حضور پیدا نمودند کوروش سخنان اش را آغاز کرد : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ای پسران - دوستان و بزرگان ایران اینک بدانید که عمر من به پایان رسیده است . نشانه های بسیاری وجود دارد که همگی از سفر به دیار جاوید خبر میدهد . من در زندگی ام مردی خوشبخت بودم . در روزگار کودکی از تمامی نعمات زندگی که هر کودکی نیک به دان آراسته بود برخوردار بودم . چون به دوران جوانی رسیدم مزایای جوانی را کسب کردم و از &lt;SPAN lang=fa&gt;آن &lt;/SPAN&gt;بهره جستم و در دوران پیری ام از هیچ نوع موهبتی محروم نبودم . از روز نخست به خاطر دارم که هرچه به عمرم افزوده می شد احساس قدرت و توانایی بیشتری میکردم تا حدی که در روزگار پیری احساس ضعف ننمودم . هر آرزویی که داشتم همگی برآورده شد و دست به هر کاری که زدم به یاری خدا پیروز و سرافراز شدم . دوستان و یارانم از حسن تدبیر من برخوردار شدند . دشمنانم جملگی فرمانم را گردن نهادند . پیش از &lt;SPAN lang=fa&gt;حکومت من&lt;/SPAN&gt; کشورم سرزمین کوچک و گمنامی در آسیا بود که همه ساله مورد یورش بیگانگان قرار می گرفت . حال که مرگ من فرارسیده است آن را بزرگترین و مقتدرترین کشور آسیا به دست شما می سپارم .من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم . جمله آرزوهایم بر آورده شد و سیر زمان به &lt;SPAN lang=fa&gt;ک&lt;/SPAN&gt;ام من بود ولی در تمام مراحل زندگی از شکست و ضعف در هراس بودم و هیچگاه مغرور نشدم و خودپسندی را هرگز به خود راه ندادم . در پیروزی های بزرگ هیچگاه پای از دایره اعتدال بیرون ننهادم و حتی شادمانی بی جهت ننمودم . حال که آخرین لحظات زندگی را سپری میکنم خود را بسی خوشبخت و سعادتمند می دانم . زیرا فرزندانم همگی سالم &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; با نشاط و عاقل هستند و وطنم از همه جهت مقتدر و باشکوه است و یارانم مسرور و محتشمند . آیندگان از من و کشورم به نیکی یاد خواهند کرد . آیا با چنین موفقیت هایی نباید با آرامش خاطر و امید بسیار به دیار باقی چشم بر روی هم بگذارم ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;حال زمان آن فرا رسیده است که من جانشین خود را برگزینم تا از نفاق و سخن &lt;SPAN lang=fa&gt;بیهوده&lt;/SPAN&gt; جلوگیری شود . من هر دوی شما پسران ( کمبویجه و تانااوکسار ( بردیا )) را به یک اندازه دوست می دارم ولی امور کشوری را به دست فرزند بزرگتر می سپارم که تجربه بیشتری دارد . من در دوران زندگی از سنت کشورمان بهره بردم و مقید به حرمت نهادن به برادران و بزرگتران بودم . چه در راه رفتن و جه در سخن گفتن . هنگام نشستن بزرگ تر و ریش سپیدان را مقدم از نشستن خود می دانستم . به همین جهت به تمام فرزندانم از دوران کودکی آموزش دادم که در تمامی مراحل زندگی به مهتران و بزرگان احترام گذارند و آنها را بر خود مقدم شمارند . شما و آیندگان نیز باید چنین کنید تا این سنت نیک &lt;SPAN lang=fa&gt;ایرانی &lt;/SPAN&gt;باقی بماند . پس تو ای کمبوجیه پس از آنکه بر اریکه حکومت ایران نشستی دمی &lt;SPAN lang=fa&gt;در زندگی و کشورت &lt;/SPAN&gt;غفلت مکن و این موهبتی بزرگ که خداوند به من داده بود را حفظ کن &lt;SPAN lang=fa&gt;.&lt;/SPAN&gt; تو ای تانااوکسار عزیز حکومت ماد ( آذربایجان و کردستان ) &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; ارمنستان و کادوزی را به تو می سپارم . خداوند را سپاسگزارم زیرا تمامی نیازهای یک پادشاه نیکو را در شما دو فرزند عزیزم می بینم . کمبوجیه مسئولیت بیشتری نسبت به تو ای تانااوکسار بر عهده دارد . هردوی شما بایستی گونه ای حکومت کنید که زمان استراحت نداشته باشید . عشق به کارهای بزرگ و مشکل داشته باشید و در نهادتان پی ریزی کنید . کوشش کنید که فریب کاری و نیرنگ بیگانگان در شما نفوذ نکند . زیرا اینها مانع از درست حکومت کردن است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ای کمبویجه بدان که عصای زرین - سلطنت را حفظ نمی کند بلکه یاران صمیمی و نیک برای پادشاه بهترین و مطمئن ترین تکیه گاه است . این را بدان که افراد وفادار عموما کم پیدا می شوند زیرا اگر این خصلت نیک فراگیر بود دیگر خیانت و دروغ و دشمنی وجود نداشت . پس تو نیز بایستی در تلاش برای جذب چنین افرادی باشی که البته این کوشش با جور &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; ستم &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; زور و قدرت یافت نمی شود بلکه با یاری به دیگران &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; کارهای نیک و رفتار پسندیده بدست می آید . اگر برای اداره امور کشوری نیاز به یاری داشتی همکاران خود را از میان اشخاص شریف و اصیل برگزین . هم میهنان خودمان بدون شک از خارجیان و مردمان کشورهای دیگر بهتر &lt;SPAN lang=fa&gt;ب&lt;/SPAN&gt;ه کشورشان خدمت میکنند و به ما نزدیک ترند . آنها از خون ماهستند و &lt;SPAN lang=fa&gt;با&lt;/SPAN&gt; آداب و فرهنگ و رسومات ما بزرگ شده اند . پس کوشش کن که از ایرانیان برای اداره این کشور بهره ببری . این پیوستگی که میان ایرانیان وجود دارد به لطف خداوند است و شما نیز باید برای حفظ آن کوشش کنید . اتحادتان را &lt;SPAN lang=fa&gt;در تمام زندگی &lt;/SPAN&gt;حفظ کنید تا همیشه پایدار و سرافراز باشید . هر افتخاری که نصیب هر کدام از شما دو برادر شود گویی &lt;SPAN lang=fa&gt;برای دیگر کسب افتخار شده است &lt;/SPAN&gt;پس تلاش کنید که برای یکدیگر موفقیت بیافرینید . هر کدام از شما که قدرت بیشتری داشته باشید هیچ کس جرات بی احترامی به برادر پایین تر را نخواهد کرد . پس موفقیت هر کدام از شما موفقیت آن دیگری است . در هیچ کجای گیتی ننگی بالاتر از نفاق و دورویی و دشمنی بین دو برادر &lt;SPAN lang=fa&gt;و خانواده &lt;/SPAN&gt;سراغ ندارم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ای پسران عزیزم من &lt;SPAN lang=fa&gt;هر دوی &lt;/SPAN&gt;شما را به خدا و &lt;SPAN lang=fa&gt;سپس &lt;/SPAN&gt;سرزمین و وطنم را به شما می سپارم و از شما تقاضا دارم اگر می خواهید که رضایی خاطر من را فراهم سازید دست اتحاد و یاری به یکدیگر دهید تا پیوسته روح و روان من از شما شاد باشید . امیدوارم این تقاضای من را عملی سازید زیرا من پیوسته ناظر بر اعمال شما هستم . پس از مرگ شما دیگر روح مرا نمی بینید ولی اثرات آن را در زندگی خویش احساس خواهید کرد . مگر بارها ندیده اید که کسی که دست به ریختن خون هم نوع خود &lt;SPAN lang=fa&gt;می زند همیشه&lt;/SPAN&gt; وحشت &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;٫&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; اضطراب و احساس گناه را &lt;SPAN lang=fa&gt;در زندگی اش حس میکند &lt;/SPAN&gt;و دمی راحتی و آسایش ندارد ؟ اگر روح و روان در زندگی زمینی تاثیری نداشت بدون شک هیچ گاه این افراد احساس پشیمانی و گناه نمی کردند و ب&lt;SPAN lang=fa&gt;ا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=fa&gt;ا&lt;/SPAN&gt;نجام چنین کاری خشنود و سربلند می شدند . من در طول زندگی ام پیوسته باور داشته ام که روح آدمی پس از مرگ از کالبد خاکی جدا می شود ولی هرگز محو یا نابود نمی شود . هرگز نتوانسته ام باور کنم که زندگی یا روح و روان پس از مرگ وجود خارجی نداشته است . من همیشه بر این باور بوده ام انسان مانند جوهری رنگین است که پس از مرگ آلودگی ها و رنگهای تیره اش از آن جدا می شود و پاکی و اصالتش آغاز می شود . قطعات مختلف بدن به مبدا اصلی اش یعنی خاک باز میگردد . یاران و هم میهنان من &lt;SPAN lang=fa&gt;: &lt;/SPAN&gt;مرگ شبیه به خواب است در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از هر قید و بندی آزاد می شود بر آینده مسلط می شودو خبر آن را برای م&lt;SPAN lang=fa&gt;ا&lt;/SPAN&gt; بازگو&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;میکند . پس بدانید که من در تمامی مراحل زندگی شاهد و ناظر &lt;SPAN lang=fa&gt;کارهای شما&lt;/SPAN&gt; هستم . پس هرگز &lt;SPAN lang=fa&gt;پای &lt;/SPAN&gt;از دایره درستی و خدمت بیرون نگذارید . اگر هم بر این باور هستید که روح همراه با بدن نابود می شود و هیچ باقی نمی ماند از خدای بزرگ بهراسید که بدون شک ناظر و شاهد اعمال شماست &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;٫&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;نظام دنیا بر عهده اوست &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;٫&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; بر هر کاری تواناست &lt;SPAN lang=fa&gt;و در بقایش شکی نیست &lt;/SPAN&gt;. اگر کارهای شما پیوسته در راه عدالت و مهرورزی باشد دیری نمی کشد که ارزش شما در بین مردم گسترش می یابد و قدرت شما روز به روز بیتشر می شود . ولی اگر چنین نکنید روز به روز ضعیف تر و به پایان حکومت خود نزدیک&lt;SPAN lang=fa&gt;تر&lt;/SPAN&gt; می شوید . حتی اگر فقط به نزدیکان و محبوبان خود ظلم کنید بدانید که دیگران بر چنین &lt;SPAN lang=fa&gt;پادشاهی&lt;/SPAN&gt; اعتماد نخواهند کرد و پایه های حکومت&lt;SPAN lang=fa&gt;ش&lt;/SPAN&gt; سست خواهد شد . از تاریخ درس بگیرید و &lt;SPAN lang=fa&gt; بر &lt;/SPAN&gt;سرگذشت دیگران بیاندیشید . در آئینه گذشتگان بسیار پدران و فرزندانی بوده اند که اتحاد و مهرورزی را از زندگی خود هرگز دور نکرده اند . پس از آنها &lt;SPAN lang=fa&gt;الگو &lt;/SPAN&gt;بگیرید . نفاق در بین خانوده &lt;SPAN lang=fa&gt;پادشاه &lt;/SPAN&gt;بدون شک سلطنت و کشور را متزلزل می کند و ظلم و ستم دشمنی و کینه را ایجاد می کند . همیشه الگوی خود را از میان افرادی برگزینید که در زندگی رستگار و سرافراز بوده اند و پای از راه عدالت و نیکی بیرون ننهادند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دیگر بس است . گفتارم به داراز کشید . فرزندان من پس از مرگ بدنم را در طلا یا نقره یا امثال آن نپوشانید . زودتر آن را در آغوش خاک کشورم بسپارید که منشا نیکی و ثروتها و زیبایی هاست . من عمر خویش را در یاری به مردم سپری نمودم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این آسایش برایم از تمامی لذتهای زندگی بالاتر بود . اکنون حس میکنم که روحم آهسته آهسته از بدنم دور می شود و بسی سبک شده ام . این راهی است که همه شما نیز خواهید رفت . اگر از میان شما کسی میخواهد که دستم را لمس کند و فروغ چشمم را ببیند نزدیک شوید زیرا پس از مرگ راضی نیستم دورم گرد آیید . حتی به شما فرزندانم نیز اجازه نمی دهم بدن بی روحم را نظاره کنید و آه بکشید . پس از مرگ همه مردم ایران را برای شرکت در سر مزارم که پیکر بی جان من در آن خاک شده است فراخوانید و از همگی آنان پذیرایی کنید . از هر شهری که آمدند بگذارید که با رسومات و فرهنگ خودشان مراسم را اجرا کنند . زیرا با این کار روح من در سرای ابدی بس شادمان و سربلند می شود . اینک برای آخرین بار میگویم که بهترین ضربتی که به دشمنان میتوانید وارد کنید این است که : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff0000 size=2&gt;با دوستان خود با مدارا و نیکی رفتار کنید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;پسران من خدا&lt;SPAN lang=fa&gt; یار &lt;/SPAN&gt;و یاور شما باشد . بدرود من را به مادرتان برسانید . یاران حاضر و کسانی که در این مکان نیست&lt;SPAN lang=fa&gt;ن&lt;/SPAN&gt;د برای همیشه با شما بدرود می گویم .&lt;SPAN lang=fa&gt;پس از ادای این سخنان &lt;/SPAN&gt;حضار برای فشردن دست کوروش بزرگ &lt;SPAN lang=fa&gt;پادشاه دادگسترشان &lt;/SPAN&gt;به کنار&lt;SPAN lang=fa&gt; وی رفتند&lt;/SPAN&gt; و پس از ساعتی کوروش بی صدا و آرام بر بستر مرگ جای گرفت و روان و خاطری پایدار و بزرگ منشانه از خود به جای گذاشت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Feb 2009 19:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استفاده از عدد پي در ساخت (پارسه) تخت جمشيد </title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=center&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=4&gt;مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند &lt;BR&gt;عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند  &lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=center&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;BR&gt;                  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 392px; HEIGHT: 531px&quot; height=551 src=&quot;http://i36.tinypic.com/nb1w77.jpg&quot; width=314&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=foot&gt;
&lt;FORM&gt; &lt;/FORM&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=alert id=tag-error-182 style=&quot;DISPLAY: none&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Dec 2008 13:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توهین علی دایی به مردم شریف تبریز</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;در این کلیپ علی دایی می گوید که فقط 2 % تبریزی ها آدم حسابی هستند و 98 %......هستند !!!&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/ali_daei.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/67205623/8796abcf/Daei-tabriz.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=6&gt;لینک دانلود&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.omid20.com/3gp/8753/Daei-tabriz.3gp&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#8e7585&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Oct 2008 13:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرش کمانگیر </title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 410px; HEIGHT: 409px&quot; height=358 src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/arash.jpg&quot; width=378&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده است. در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند. در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترين تيرانداز ارخش ناميده شده است که گمان بر اين است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانسته‌اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تير و کمان دشمن را (به احتمال زياد سکاها را) از مرز ايران دور کرده است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;داستان آرش&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;در زمان پادشاهي منوچهر پيشدادي، در جنگي با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند. سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح مي‌دهد و تورانيان پيشنهاد آشتي را مي‌پذيرند و قرار بر اين مي‌گذارند که کمانداري ايراني برفراز البرزکوه تيري بياندازد که تير به هر کجا نشست آنجا مرز ايران و توران باشد. آرش از پهلوانان ايران داوطلب اين کار مي‌شود. به فراز دماوند مي‌رود و تير را پرتاب مي‌کند. تير از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون يا آمودريا بر درخت گردويي فرود مي آيد. و آنجا مرز ايران و توران مي‌شود. پس از اين تيراندازي آرش مي‌ميرد. آرش هستي‌اش را بر پاي تير مي‌ريزد؛ پيکرش پاره پاره شده و در خاک ايران پخش مي‌شود و جانش در تير دميده مي‌شود. مطابق با برخي روايت ها اسفندارمذ تير و کماني را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلي دور مي رود ولي هر کسي که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با اين وجود آرش براي فداکاري حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 20:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزى که امیرکبیر به شدت گریست !</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=postbody dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0in; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روزى که امیرکبیر به شدت گریست &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0in; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/amir_kabir.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt; سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0in; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0in; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند. امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Sep 2008 20:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مولانا فقط ايراني است و بس . . . </title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=6&gt;مولانا فقط ايراني است و بس&lt;SPAN lang=en-us&gt; . . . &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تلاش‌هاي گستاخانه كشور بي هويت تركيه عثمانی براي مصادره انديشمند &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; عارف &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; فيلسوف و شاعر بلند آوازه ايران زمين ، مولانا ( مولوي ) جلال‌الدين محمد بلخي ( و نه رومي ) روز به روز ابعاد وسيع تري به خود ميگيرد  . مولانا از دیدگاه عرفانی شخصیتی نیست که متعلق به یک کشور ( ایران ) باشد بلکه مولانا متعلق به کل بشریت است زیرا اندیشه اش فراتر از مرزهای ایران و منطقه و حتی بشریت است . ولی این دیدگاه عرفانی نباید موجب گم شدن هویت اصلی وی و سواستفاده برخی از کشورهای منطقه , جهت هویت سازی جعلی برای خود گردد . برخی با این دست آویز که هیچ کجای آثار مولانا بر ایرانی بودن وی اشاره نشده است میخواهند هویت اصلی وی را تغییر دهند . در صورتیکی عرفای بزرگ که از پوسته زمینی خود رها شده اند و به درجات کمال انسانی رسیدند از مرزهای خاکی نیز جدا و در نتیجه در جستجوی انسانیت هستند : &lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر                         کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست . . . (حضرت مولانا)&lt;/FONT&gt; 
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/molana.jpg&quot;&gt; 
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;همچون شیخ اجل حضرت حافظ که در دیوان گرانمایه اش اثری از نام ایران دیده نمی شود ولی آیا میتوان گفت حافظ ایرانی نبوده است ؟ یا سعدی , یا شیخ عطار , شمس تبریزی , بایزید بسطامی , ابوسعید ابوالخیر و . . . که هیچ کدام در آثارشان نامی از ملیت خود نبرده اند و همگی ایرانی هستند . عرفان , تصوف و صوفی گری نیازی به ملیت و مرزهای خاکی این جهان ندارد . &lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;سهل انگاري ما ایرانیان كار را به جايي رسانده است كه مسئولان تركيه در سفر هيات اعزامي از سوي دولت ايران به آن كشور كتاب شاعر خودمان را به خودمان هديه مي دهند !! علي لاريجاني در سفري كه در نيمه نخست سال 86 به تركيه داشت در طي اقامتش در تركيه و ديدار با اردوغان نخست وزیر آن کشور كتاب اشعار مولانا را به عنوان هديه از دولت تركيه تحويل گرفت !!‌ از سوي ديگر ناآگاهي برخي از رسانه هاي ايران بر اين آتش سرقت بزرگ تاريخي و فرهنگي دامن مي زنند و از &lt;FONT color=#008080&gt;مولانا جلال الدين محمد بلخي&lt;/FONT&gt; به نام &lt;FONT color=#ff0000&gt;مولانا رومي&lt;/FONT&gt; ياد مي كنند و در برخي موارد هيچ نامي از ايران در كنار اين بزرگ مرد نمي آورند !!‌ در كدامين زمان از تاريخ مشاهده شده است شخصي كه به دليل نبود امنيت در آن برهه از زندگي اش&lt;SPAN lang=en-us&gt; &lt;/SPAN&gt;مجبور به اقامت در كشوري شده باشد &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; پس از مدتي متعلق به آن كشور شده باشد ؟ خوشبختانه طي چند سال اخير بزرگان و مشاهير نامدار و مردمي ايران زمين منجمله استاد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; شهرام ناظري , استاد محمد رضا شجريان , استاد سيد خليل عالي ن‍‍ژاد , گروه کامکارها , استاد محمود فرچيان و . . . با برگزاري كنسرتهاي بزرگ موسيقي ايراني در جهان و خلق تصاوير عرفاني جهاني از مولانا مهر باطلي بر اين ادعاي كشور بي هويت تركيه زدند . تلاش هاي مردمي در نهايت در آبان ماه 1386 به گوش دولت ايران رسيد و ايران بزرگترين اجلاس گراميداشت مولانا را در ايران ( تهران &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; خوي &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; تبريز ) برگزار نمود . همايش بين المللي مولانا در تهران كه با حضور رئيس جمهور و رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران آغاز شد نقطه عطفي در جنبش هويت طلبي دولت ايران دانسته مي شود زيرا در اين همايش بارها بر ايراني بودن مولانا تاكيد شد . تركيه امروزي كه همان امپراتوري متجاوز عثماني است و سالهاي بسياري بر ضد ايران اقدامات نظامي و متجاوزانه اي را داشته است پس از اتحاد كشورهاي اروپايي محكوم به متلاشي شدن شد ولي متاسفانه  امروزه بسياري از خاكهاي كردستان ما نيز در اشغال آنان مي باشد . تركهاي عثماني امروزه كوچترين امكانات رفاهي را از مردمان ايراني كرد انجا دريغ نموده اند و به هم ميهنان كورد ما لقب تركهاي كوه نشين داده اند !! اميد است با اتحادي مردمي و تلاشهاي گسترده دولت ايران اين سخنان ضد ايراني و حرکات ضد انسانی به پايان برسد . ترکیه باید به درستی بداند که حتی مولانا شناسان جهان و حتی ترک بر ایرانی بودن مولانا تاکید دارند . برای نمونه &quot;گولپینارلی&quot; مولانا شناس مشهور ترک وصیت کرده است که برای احترام بیش از حد به این عارف بزرگ ایرانی پس از مرگ بر سنگ مزارش به جای زبان ترکی به زبان پارسی که زبان ایرانی مولانا بوده است حکاکی کنند . عبدالباقی گولپینارلی ادیب، شاعر، محقق ، مولوی پژوه و ایران شناس برجسته در 1900 م. 1278 هجری شمسی ، در استانبول دیده به جهان گشود و پدرش احمد مدحت افندی معروف به آگاه روزنامه نگار بود. گولپینارلی تحصیلات ابتدایی را نزد پدر گذراند و از درس استادانی  چون فخرالدین افندی، یوسف افندی، احمد ناعم و شیخ علی به خوبی بهره برد و مشغول به تدریس شد و به معلمی در ناحیه چوروم پرداخت. در سال 1923 م. مجددا برای ادامه تحصیل به استانبول بازگشت و در 1927 م. از مکتب معلمان و در 1930.م از دارالفنون ادبیات (دانشکده ادبیات) فارغ التحصیل شد. سپس مدتی به دبیری ادبیات در دبیرستان های قونیه،  قیصریه، بالیکیسیر پرداخت و پس از مدتی به دانشکده ادبیات آنکارا رفت. در سال 1936 م . با نوشتن پایان نامه ای با عنوان زندگی یونس امره دانشنامه دکتری گرفت.  در سال 1942 م. برای تدریس تاریخ تصوف و ادبیات صوفیانه ترک به دانشگاه استانبول بازگشت. سخن گفتن این شخصیت بزرگ ترک از مولانای ایرانی و عشق و وابستگی اش به زبان پارسی مایه مباهات هر ایرانی و پاسخی به توهمات برخی کشورها همسایه است . مراسم بزرگداشت عبدالباقی گولپینارلی , مولوی شناس و ایران شناس مشهور ترک به مدت دو روز در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد . در این برنامه اساتیدی از ایران و ترکیه در مورد جایگاه مولوی و مولوی شناسی در فرهنگ امروز سخنرانی کردند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;با اینهمه اين تلاش‌ها كه به شكلي كاملا هماهنگ در تمام بخش‌هاي گوناگون بدنه دولت تركيه ديده مي‌شود، آن‌چنان است كه به‌تازگي يك نويسنده آمريكايي، قونيه را به‌عنوان يكي از 100 مكان برتر جهان معرفي كرده است. اين نويسنده زن در كتابي با نام «100 مكاني كه هر زني بايد از آنها ديدن كند» درباره مولانا و مقبره‌اش نوشته است: «شما نمي‌توانيد بدون شناخت مولانا، آثار او را درك كنيد و همچنين نمي‌توانيد پيش از ديدن مدفن مولانا در قونيه، او را بشناسيد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به اين ترتيب، يكي از گسترده‌ترين تلاش‌هاي شهرداري تركيه براي ترويج جذابيت‌ها و ارزش‌هاي قونيه در آثار مكتوب بازتاب يافته و انتظار مي‌رود اين فرايند همچنان ادامه يابد. فرايندي كه آغازش را بايد حدود 2 سال پيش دانست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي كه تركيه با يك دورخيز بزرگ و حساب‌شده، به يونسكو پيشنهاد داد سال 2007 را كه همزمان با هشتصدمين سال تولد او است، سال مولانا بنامد. از قضا، يونسكو با اين پيشنهاد موافقت كرد و مصطفي‌ايس، وزير فرهنگ و گردشگري تركيه گفت: «با موافقت يونسكو براي نام‌گذاري سال 2007 به‌نام مولانا، قصد داريم مراسم و جشن‌هاي ويژه‌اي براي بزرگداشت اين شخصيت بزرگ جهاني در نقاط مختلف جهان برگزار كنيم.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به اين شكل و به‌سادگي، ابتكار عمل و هدايت ماجرايي كه از اساس به ايران تعلق دارد، به تركيه رفت و ايران تا حد يكي از كشورهاي مرتبط با اين موضوع تنزل يافت.پس از آن و بعد از آن‌كه كار از كار گذشت، يعني در شهريور سال 85، يعني حدود 7 ماه پس از اعلام موافقت يونسكو با پيشنهاد تركيه، مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه، طرحي را براي بزرگداشت سال مولانا به دولت و مجلس ارائه كرد. اما هنوز هم حتي در زبان برخي از مسئولان فرهنگي نظام جمهوري اسلامي، حتي نام مولانا به غلط ادا مي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محمدرضا شجريان در اين‌باره مي‌گويد: «در سال‌هاي اخير شاهد بوده‌ايم كه خيلي از هنرمندان جهان به مولانا توجه كرده‌اند، اما او را به نامي جز مولانا مي‌شناسند. در اغلب اين آثار از مولانا به‌عنوان رومي ياد مي‌شود. من اصلا نمي‌دانم چرا اين اسم را روي مولانا گذاشته‌اند و شناسنامه جعلي براي ايشان صادر كرده‌اند. مولانا بلخي است، نه رومي. ايشان در روم فوت كرده، اما نياكان او، پدر و مادرش ايراني بودند و در بلخ زندگي مي‌كردند.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما حتي بلخ نيز حالا در افغانستان است و اين واقعيت تلخ سبب شده حتي افغان‌ها نيز براي تصاحب مولانا دورخيز كنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شجريان ادامه مي‌دهد: «مولانا هرچه دارد از ايران دارد و تمام غزليات و آثارش به زبان فارسي است نه رومي. خيلي متأسفم كه گاهي خود ما ايراني‌ها هم او را با عنوان رومي مي‌ناميم. در جشن خانه موسيقي هم مي‌گفتند رومي، اعتراض كردم كه ما نبايد بگوييم رومي.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما تركيه با اتكا به محل دفن مولانا، تمام تلاش خود را براي معرفي اين شاعر و عارف ايراني با نام رومي به كار بست و متأسفانه در غياب اقدامات بين‌المللي مؤثر دولت ايران، تا حدود زيادي موفق شده است. شجريان در اين‌باره مي‌گويد: اخيرا شنيده‌ام كه حتي ابيات تركي براي مولانا جعل كرده‌اند و لابه‌لاي آثار او جاي داده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حالا، تركيه مثنوي مولوي را به 24 زبان ترجمه كرده و به مقامات كشورهاي مختلف هديه مي‌دهد. يكي از اين مقامات، پاپ بنديكت است كه نسخه ايتاليايي مثنوي را همين دو روز پيش در حضور سفيران 40 كشور جهان، كاردينال‌ها و اسقف‌هاي حاضر در واتيكان دريافت كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;هیچ شک و شبه ای پیرامون ایرانی بودن مولانا وجود ندارد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; متاسفانه عدم شناخت درست از هویت ملی ما ایرانیان و همچنین وقاحت کشورهای بی هویت منطقه موجب شده است که امروزه مولانا در يونسكو به‌نام ايران , افغانستان و ترکیه ثبت شده باشد !!! عارفي كه از يك سوي حتي يك خط متن تركي ندارد و اساساً هيچ ربطي به جز ميهماني در ترکیه پيدا نمي‌كند و از سوي ديگر تا سيصد سال پيش هم اصلا كشوري به نام افغانستان در هيچ كجاي جغرافياي تاريخ جهان ديده نمي شده و هزاران سال ( در دوره مادها , هخامنشيان , اشكانيان , ساسانيان , سامانيان و آل بويه , خوارزمشاهيان , ايلخانيان , تيموريان , صفويان , نادرشاه افشار  و حتی چندین سال در دوره &lt;A href=&quot;http://ariarman.com/images/Azerbaijan_Iran_ghafghaz_map15_ghajarian.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;قاجار&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  )  افغانستان کنونی تنها بخشي از خراسان بزرگ ايران محسوب مي شده , امروز ادعاي مالكيت بر هويت ملي ايرانیان را دارند كه بيش از چهار هزار سال تاريخ مكتوب دارد و بيشتر خاورميانه را با فرهنگ و هويت غني خود پوشش داده است . خراسان بزرگ نیز مانند شهرهای سمرقند , بخارا , خوارزم , باکو , شروان و دربند ايران ( در قفقاز و آسیای میانه ) توسط استعمار روس و انگليس به اشغال در آمد و در سال 1744 ميلادي از بطن سرزمينهاي غصبي دولت سياس و متجاوز بريتانيا كشوري ساختگي به نام افغانستان ( آريانا يا همان خراسان بزرگ ايران ) بنا نهاده شد و نخستين پادشاهي به ظاهر مستقل اين كشور را احمد شاه ابدالي تشكيل داد . افغانستان رسما در سال 1919 اعلام استقلال كرد . از آن روز تا كنون افغانستان در فقر , فساد , مواد مخدر و عقب ماندگي گسترده دست و پنجه نرم مي كند و از يكسو حاصل اين سيصد سال اسعتمار روس و انگليس در اين كشور به وضوح ديده مي شود و از سوي ديگر حاصل جداشدن شهري ايراني از پيكره ايران بزرگ آشكارا ديده مي شود و امروز نيز متاسفانه آريانا ايران ( افغانستان كنوني ) در دستان طالبان , ارتش ناتو و آمريكا در خون و عقب ماندگي غوطه ور است . آنچه كه مسلم است بلخ نيز مانند دیگر شهرهای افغانستان : هرات , باميان , بدخشان , نيمروز و قندهار شهري كاملا ايراني است و دولتمردان ايران كنوني و ملت ايران ميتواند با آشکار کردن اسناد تاریخی و منطقه ای مالکیت ایران بر شهرهای افغانستان را تائید کنند و براي بازپسگيري آن از دست نيروهاي بيگانه اقدام كند . مردم امروز افغانستان به هیچ وجه یک ملت واحد و جدای از ایران نامیده نمی شوند زیرا از دیدگاه زبانی هم زبان هستیم ( پارسی ) از دیدگاه نژادی آریانا می باشند یعنی آریایی ایرانی نژاد محسوب می شوند . از دیدگاه مذهب یکی می باشیم و همچنین جشنهای ملی آنان همان جشنهای ملی ایران است منجمله نوروز و آتش افکنی و . . . آنچه که موجب استقرار استعمار روس و انگلیس در خراسان بزرگ ( افغانستان ) شده است را میتوان موقعیت مهم این شهر ایرانی در منطقه انرژی زای خاورمیانه دانست و از سوی دیگر نفت , گاز , مس , اورانيوم , گوگرد , سرب , روي , كروميت , سولفات باريم و ديگر منابع خدادادي اين شهرها . در دنياي امروزي ضرورت پسگيري شهرهاي ايراني بيش از پيش محسوس است . &lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;سخنان بي پرواي مولوي كه بيان مي دارد من از پس بزرگان ايراني ( همچون عطار نيشابوري و سنايي و . . . ) به وجود آمدم و انديشه آنان راهگشاي من بوده است و نام نبردن از هيچ شخصيت ترك , رومي یا افغانی دليلي دیگر بر هويت ايراني وي است :‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عطار&lt;/FONT&gt; شيخ ما و &lt;FONT color=#ff0000&gt;سنائيست&lt;/FONT&gt; پيشرو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;                        &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما از پس&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سنائي&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#ff0000&gt;عطار&lt;/FONT&gt; آمديم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هفت شهر عشق را &lt;FONT color=#ff0000&gt;عطار&lt;/FONT&gt; گشت                 ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از سوی دیگر سبک نگارش مولانا تماما ایرانی است . نام بردن از شخصیت های بزرگ ایران منجمله شاهنشاهان ایران ( قباد , جمشید , کیخسرو , انوشیروان دادگر . . . ) عارفان ایران ( سنایی غزنوی , منصور حلاج , عطار نیشابوری . . . ) اسطوره های ایران ( رستم دستان و زال , شیرین و فرهاد , خسرو و شیرین . . . ) جشنهای ملی ایرانیان ( نوروز , مهرگان . . . ) و همچنین بکار بردن نام شهرهای ایران ( کرمان , خرسان , بلخ . . . ) و از سوی دیگر الگویی بزرگ وی شمس تبریزی که دیوانش را به نام وی نوشته است , همگی نشات گرفته از اندیشه ایرانی وی دارد . مولانا حاصل یک تمدن بزرگ جهانی است که ایرانیان مفتخر به آن هستند . عرفان و تصوف و اهل حق بودن مولانا همگی توسط ایران کهن از عهد میترایسم بنا نهاده شده است و اصولانا ترکان عثمانی فارغ از همه این افتخارات و این شخصیت های عرفانی بزرگ جهان ( حافظ , عطار , سنایی , ابوسعید ابوالخیر , بازیزید بسطامی , خیام , باباطاهر , مولانا , سعدی , فردوسی و . . . ) هستند . امروزه دروایش و عرفای بزرگ جهان اکثرا ایرانی هستند و نه ترک یا افغانی . گذری بر اشعار شگرف مولانا هویت وی را بر همگان آشکار می سازد و این پدید زشت سرقت مردان بزرگ ایران که حاصل کوتاهی ما و وقاحت و بی فرهنگی کشورهای اطراف می باشد را نمایان می سازد : &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#008080 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مولانا جلال الدین محمد بلخی :&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;چو بنده بندگان عشقیم                                        &lt;FONT color=#ff0000&gt;کیخسرو&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#ff0000&gt;کیقباد&lt;/FONT&gt; باشیم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در رکاب اسپ عشقش از قبیل روحیان                                 جز &lt;FONT color=#ff0000&gt;قباد&lt;/FONT&gt; و سنجر و &lt;FONT color=#ff0000&gt;کاووس&lt;/FONT&gt; یا &lt;FONT color=#ff0000&gt;بهرام&lt;/FONT&gt; کو &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آتش عشق زن در این پنبه                                            همچو &lt;FONT color=#ff0000&gt;حلاج&lt;/FONT&gt; و همچو اهل صفا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;منصور حلاجی&lt;/FONT&gt; که اناالحق می گفت                              خاک همه ره به نوک مژگان می رفت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آتش افکند در جهان &lt;FONT color=#ff0000&gt;جمشید&lt;/FONT&gt;                                    از پس چار پرده چون خورشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آدم مگس نزاید تو هم مگس مباش                                    &lt;FONT color=#ff0000&gt;جمشید&lt;/FONT&gt; باش و &lt;FONT color=#ff0000&gt;خسرو&lt;/FONT&gt; و سلطان و &lt;FONT color=#ff0000&gt;کیقباد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;ای دل تو که زیبایی &lt;FONT color=#ff0000&gt;شیرین&lt;/FONT&gt; شو از آن &lt;FONT color=#ff0000&gt;خسرو&lt;/FONT&gt;                           ور &lt;FONT color=#ff0000&gt;خسرو&lt;/FONT&gt; شیرینی در عشق چو &lt;FONT color=#ff0000&gt;فرهاد&lt;/FONT&gt; آ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خسرو&lt;/FONT&gt; وداع ملک خود از بهر &lt;FONT color=#ff0000&gt;شیرین&lt;/FONT&gt; میکند                              &lt;FONT color=#ff0000&gt;فرهاد&lt;/FONT&gt; هم از بهر او بر کوه می کوبد کلند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;گر نبندی غیرت &lt;FONT color=#ff0000&gt;شیرین&lt;/FONT&gt; من                                       فخر دو صد &lt;FONT color=#ff0000&gt;خسرو&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#ff0000&gt;فرهاد&lt;/FONT&gt;می&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رستم زال&lt;/FONT&gt; ار بود وز حمزه بیش                                    هست در فرمان اسیر زال خویش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;پیش این خورشید کی تابد هلال                                     با چنان &lt;FONT color=#ff0000&gt;رستم&lt;/FONT&gt; چه باشد زور &lt;FONT color=#ff0000&gt;زال&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;یکی مشتی از این بی دست و بی پا                               حدیث &lt;FONT color=#ff0000&gt;رستم دستان&lt;/FONT&gt; چه دانند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در هر آن شهری که &lt;FONT color=#ff0000&gt;نوشیروان&lt;/FONT&gt; عشقش حاکم                       شد به جان درباختن آن شهر حاتم طایی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;داده &lt;FONT color=#ff0000&gt;کرمان&lt;/FONT&gt; را برو مهر ولد                                                  بر پدر من اینت قدرت اینت ید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;زیره را من سوی &lt;FONT color=#ff0000&gt;کرمان&lt;/FONT&gt; آورم                                              گر به پیش تو دل و جان آورم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نوروز&lt;/FONT&gt; رخت دیدم خوش اشک بباریدم                           &lt;FONT color=#ff0000&gt;نوروز&lt;/FONT&gt; و چنین باران باریده مبارک باد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;شادند جهانیان به &lt;FONT color=#ff0000&gt;نوروز&lt;/FONT&gt; و بعید                                عید من و نوروز من امروز تویی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آن روز که &lt;FONT color=#ff0000&gt;مهرگان&lt;/FONT&gt; گردون زده اند                             مهر زر عاشقان دگرگون زده اند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;زین گذر کن ای پدر &lt;FONT color=#ff0000&gt;نوروز&lt;/FONT&gt; شد                                     خلق از خلاق خوش پدفوز شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=6&gt;دكتر لاهوتی: مولانا، ایرانی و خراسانی است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;نام ، محل تولد و آثار منثور و منظوم مولانا همگی بر ایرانی بودن این شاعر و عارف بزرگ دلالت دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دكتر حسن لاهوتی در گفتگوی اختصای با پایگاه اطلاع رسانی شبكه خبر با اشاره به این كه مولانا جلال الدین محمد بلخیِ خراسانی، معروف به مولوی، در كشورهای غربی به رومی مشهور است گفت: لقب رومی به این علت به این شاعر بزرگ ایرانی داده شد كه وی مدتی از عمر خود را در منطقه ای كه به روم شرقی معروف و تحت حكومت امپراتوری بیزانس بود، زندگی و در آنجا فوت كرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این استاد مولوی شناس افزود: زمانی كه مولانا در خراسان پا به جهان گذاشت پدر و مادر وی او را جلال الدین محمد نامیدند كه نامی اسلامیِ ایرانی است؛ مثنوی او كه 26 هزار بیت است و دیوان بزرگ و حجیم غزلیات او ، همه به زبان فارسی است و او مسلمان است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;وی افزود: مثل همه ایرانیان ، مولانا هموطن ماست همزبان ماست (یعنی فارسی سخن می گوید) و هم كیش ماست (یعنی مسلمان است). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دكتر لاهوتی تاكید كرد كلمه رومی كه به مولانا اطلاق می كنند و به او نسبت می دهند هیچ كدام از این مشخصات را ندارد؛ شما هیچ رومی را پیدا نمی كنید كه زاده ایران نباشد و اسم او جلال الدین یا احمد باشد یا اسم دیگر ایرانی یا اسلامی داشته باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این استاد مولوی شناس با اشاره به این كه منطقه ای كه اكنون تركیه نام دارد و قونیه در آن واقع است، در زمان مولانا به نام آناتولی و تحت حكومت بیزانس یا روم شرقی بود و ایرانیان به آن روم شرقی می گفتند، افزود: پدر مولانا زمانی كه او 10 تا 12 ساله بود از بلخ مهاجرت كرد و در قونیه سكنی گزید، بنا بر این جلال الدین محمد در قونیه رشد ، نمو و زندگی كرد و در قونیه هم از دنیا رفت و امروز هم مقبره او در آنجاست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;وی افزود: از آنجا كه این سرزمین را در آن زمان روم شرقی می خواندند اروپایی ها و به طبع آنان همسایگان ترك ما به مولانا لقب رومی دادند و لقب ایرانی و خراسانی او را به فراموشی سپردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دكتر لاهوتی با ابراز تاسف از اینكه ما ایرانی ها هم در خیلی موارد مولوی را رومی می خوانیم گفت: روزگاری وقتی نام مولوی را روی كتاب ها درج می كردند لقب خراسانی او را می نوشتند و پس از آن لقب رومی او را به سبب اینكه در آن منطقه زندگی می كرد، می نوشتند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;وی برای مثال به كتاب مثنوی معنوی كه نیكلسون اروپایی آن را تصحیح كرده است اشاره كرد و گفت: نیلكسون اگر اسم خراسانی را نگذاشته، نوشته است: &quot;مثنوی معنوی تالیف جلال الدین محمد بن محمد بن حسین بلخی ، ثم الرومی&quot; و كلمه بلخی اولین لقبی است كه برای مولانا می گذارد؛ بنابر این ما نباید فراموش كنیم كه مولانا جلال الدین، بلخی، خراسانی و ایرانی است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این استاد مولوی شناس افزود: ما اگر در مثنوی و دیوان شمس بگردیم شعری پیدا نمی كنیم كه در وصف یكی از شهرهای روم باشد در حالی كه بارها درباره شهرهای ایران مثل بلخ، سمرقند، سبزوار و كاشان مطلب نوشته است. زبان او هم زبان فارسی است ، حتی در نثر او كه در فیه مافیه است هم بارها از خراسان و بلخ نام برده شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;وی افزود: در آثار مولانا هیچ گاه نمی بینیم كه درباره آناتولی، استانبول، آنكارا ( آنقوره) و حتی قونیه كه در آن زندگی می كرده است مطلبی نوشته باشد و همه اینها دلالت بر آن دارد كه مولانای ما، ایرانی و خراسانی است و لقب رومی فقط به علت این است كه مدتی در آن منطقه زندگی و در آنجا فوت كرده است، همین و بس. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=5&gt;&lt;BR&gt;دکتر میرجلال الدین کزازی : پدیده سرقت مردان بزرگ ایران &lt;SPAN lang=en-us&gt;!!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;دو ويژگي ساختاري در مولانا پيش و بيش از هر ويژگي است؛ يکي &quot;ايراني بودن&quot; است و ديگري &quot;مسلمان&quot; بودن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دکتر ميرجلال‌الدين کزازي استاد دانشگاه تهران گفت: در اين روزگار با پديده‌اي نوآيين و بي‌پيشه روبه‌رو شده‌ايم که آن ربايش مردان نامدار ايران است. درباره‌ي مولانا نيز هنگامه‌اي از اين درد برانگيخته شده است و کساني مولانا را به خود بازبسته‌اند. &lt;BR&gt;اين استاد زبان و ادبيات فارسي در آخرين روزهاي سال 2007 که به‌نام مولانا نام‌گذاري شده است، در گفت‌وگويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در کرمانشاه، يادآور شد: دشمنان ايران‌زمين انگشت بر کسي نهاده‌اند که از ژرفاي دل و نهان جان خويش ايراني است. اگر مرد ديگري را مي‌ربودند، تا بدين پايه هنگامه‌ي رسوا برانگيخته نمي‌شد. &lt;BR&gt;وي تأکيد کرد: ايراني بودن مولانا به راستي پديده‌اي شگرف از ديدگاه‌هاي گوناگون جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، فرهنگ‌شناسي و زبان‌شناسي است. &lt;BR&gt;اين نويسنده و پژوهشگر در ادامه افزود: دو ويژگي ساختاري در مولانا پيش و بيش از هر ويژگي است؛ يکي ايراني بودن است و ديگري مسلمان بودن. من نمي‌پندارم در مسلماني مولانا کسي گمان‌مند باشد. فرهنگ اسلامي در سروده‌هاي او موج مي‌زند. &lt;BR&gt;كزازي در ادامه با اشاره به اين موضوع که ايراني بودن و مسلماني مولانا نه تنها او را از اين‌که مردي جهاني بشود، بازنداشته است گفت: همين دو ويژگي مايه‌ي فراخ‌انديشي مولانا شده است. مولانا هرگز در تنگناي نژاد، انديشه، آيين و جغرافيا نمي‌ماند، بلکه فرزانه‌اي فراخ‌انديش است. &lt;BR&gt;اين پژوهشگر در ادامه خاطرنشان کرد: مولانا که دهه‌هاي زندگي را در سرزميني بيگانه گذرانيده، نه تنها رنگ، آهنگ و فرهنگ آن سرزمين را نپذيرفته، تا بدان پايه ايراني مانده که کانون شکوهمندي از فرهنگ ايراني و زبان فارسي پديد آورده است. &lt;BR&gt;كزازي در پايان با بيان اين‌که پيام مولانا پيامي جهاني است، هرکسي با هر بينش و فرهنگي مي‌تواند از اين پيام بهره ببرد، يادآور شد: به راستي سخنوري درويش‌کيش از چندين سده پيش ايران‌زمين در سرزميني مانند ايالات متحده آن‌چنان شوري آفريده که چندين سال است که برگردان آثار او در شمار پرفروش‌ترين کتاب‌هاي آمريکا قرار گرفته است. &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1054433&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;خبرگزاري دانشجويان ايران - كرمانشاه&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Sep 2008 22:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شاه عباس بزرگ صفوی</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;                                 &lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=6&gt;شاه عباس بزرگ صفوی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                              &lt;IMG style=&quot;-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor; WIDTH: 275px; HEIGHT: 267px&quot; height=1104 src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/shahabbas.jpg&quot; width=900&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حکومت پادشاهان صفوي‚ با آمدن شاه اسماعيل اول آغاز و با رفتن شاه عباس سوم پسر شاه طهماسب دوم خاتمه يافته است . دولت مقتدر و ایرانی صفویان که ایران بزرگ و قدرتمند را پس از حدود یکهزار سال شکل دادند را میتوان زنده کننده هنر , قدرت و فرهنگ ایرانی دانست . این سلسله با پشتوانه هزاران سال تمدن ایران , هنر اسلامی را جهانی کرد و به دین و فرهنگ عرب رنگ و بویی جهانی و شگفت انگیز داد .  شاه عباس یکم صفوی به دلیل رشادت های بسیاری که در طول زندگی اش برای سرافرازی ایران انجام داد به شاه عباس کبیر شهرت یافت . وی پسر سلطان محمد صفوی نامبردار به خدابنده فرزند بزرگ شاه تهامسب یکم و نوه شاه اسماعیل یکم سرسلسله خاندان صفوییان است . مادر وی خیر النسابیگم دختر میر عبدالله خان والی مازندران بود و نسب او به سید قوام الدین نامبردار می رسد . شاه عباس بزرگ در سال 978 هجری قمری در شهر هرات ایران ( که امروزه به اشغال افغانستان در آمده است ) مرکز فرمانروایی خراسان بزرگ چشم به جهان گشود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در سال 980 در سن 1.5 سالگی به میرزایی در هرات سپرده شد و شاهقلی سلطان با عنوان لله گی او در مقام امیرالامرایی خراسان ماند و از او مراقبت نمود . در سال 996 برابر با 1588 میلادی در سن 18 سالگی به پادشاهی رسید . در زمان زنده بودن پدرش در سال 996 از خراسان به قزوین رفت و بر تخت پادشاهی نشست . سلطان محمد خدابنده که در شیراز بود ناچار شد پادشاهی را به وی واگذار نماید . شاه 18 ساله ایران هنگامی که بر تخت نشست اوضاع ایران بسیار هرج و مرج بود . سپاه متجاوز ترکان عثمانی به ایران یورش آورده و شهرهای ایران را اشغال نموده بودند . ازبکان در مرزهای شمال شرقی ایران وارد شهرهای ایران شده بودند و مردم بیگناه را کشتار میکردند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاه عباس ناچار در مرحله نخست پیمانی با ترکان عثمانی بست و شهرهای ایران را منجمله تبریز - شماخی - تفلیس ( گرجستان ) - نخجوان ( آذربایجان )- لرستان و فارس را به آنها واگذار نمود . سپس شروع به فرونشاندن آشوب های داخلی ایران نمود . در مرحله نخست شیراز - کرمان - خرم آباد - گیلان را فرمانبردار نمود . پس از آن راهی نبرد با ازبکان متجاوز شد . شایان ذکر است کشور ازبکستان که امروزه شکل گرفته است شهرهای جنوبی آن ایرانی هستند و به اشغال این قوم در آمده است . مشهورترین این شهرها خوارزم و بخارا است . عبدالمومن خان اوزبک در خراسان بزرگ یاغی گری می نمود و موجب قتل بسیاری از مردم ایران شده بود . وی کتابخانه آستان قدس را چپاول کرد و سپس نیشابور و دامغان را ویران نمود . شاه عباس کبیر با شتاب راهی خراسان شد و اوزبکها را شکست داد و آنان را وادار به عقب نشینی کرد . در سال 1006 هجری در نزدیکی هرات شکستی سخت بر آنان وارد نمود و به سپس به قزوین بازگشت . در این هنگام دوبرادر انگلیسی به نام های رابرت شلی و آنتونی شرلی به همراه 26 تن دیگر جهت برقراری روابط بازرگانی به ایران آمدند و چون در میان آنها کسانی بودند که از ساخت توپ و تانک آگاهی داشت - شاه عباس از آنها برای مقابله با سپاه عثمانی بهره برد . شاه عباس سپاهی بزرگ همراه با توپخانه - سواره و پیاده نظام به همراه 60 هزار تفنگ و 500 توپ تهیه نمود و برای جنگ با عثمانی و آزاد سازی شهرهای ایران راهی این مناطق شد . در سال 1009 الله وریخان سردار گرجی ایران - بحرین را که به اشغال پرتغالی ها در آمده بود آزاد کرد و بحرین رسما دوباره بخشی از ایران شد . در سال 1011 شاه عباس وارد نبرد با عثمانی ها شد . در آغاز نبردی سخت درگرفت و مردم آذربایجان به یاری شاه عباس برخواستند و در نبرد با ترکان متجاوز عثمانی کوشیدند . نخستین شهر تبریز آزاد شد - سپس ایروان در ارمنستان کنونی آزاد شد - سپس گنجه و باکو در جمهوری آذربایجان - سپس تفلیس در گرجستان کنونی و دربند و شروان و شماخی و دیاربکر و موصل در کردستان عراق و ترکیه آزاد شدند و دوباره شهرهای ایرانی بخشی از ایران شدند . ولی متاسفانه چند صد سال بعد حکومتی ننگین به نام قاجار دوباره همه آنان را به بیگانگان واگذار نمود . شاه عباس 100 هزار تن از سپاهیان عثمانی را به سختی شکست داد . در سال 1015 به قزوین بازگشت . در سال 1024 برای سرکوبی تهمورث خان گرجی که در نبرد بین ایران و عثمانی در حمایت از عثمانی برخواسته بود به گرجستان رفت و سپاهیان وی را شکست داد و وارد تفلیس شد . سپس محمد پاشا سردار عثمانی را که به یاری گرجی ها آمده بود را نیز شکست داد . در این نبرد 70 هزار نفر از سپاهیان گرجی - عثمانی را کشت داد و 130 هزار نفر دیگر را اسیر کرد . شاه عباس کبیر در سال 1034 به بغداد لشگر کشید و سپاه عثمانی را که به بغداد یورش برده بودند را شکست داد . شاه عباس بغداد عراق را بخشی از ایران میدانست . خرابه های هزاران سال پادشاهان ایرانی در عراق هنوز باقی است . سپس جزیره قشم - هرمز و بندر عباس را که در آن هنگام کمبرون نام داشت را از اشغال پرتغالی ها آزاد نمود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقشه ایران بزرگ پس از زمامداری شاه عباس بزرگ در زمان حکومت ملی صفویان , مناطق ایران غربی که شاه عباس آنان را از دست ترکان عثمانی آزاد کرد شامل : کردستان ترکیه , کردستان عراق , کردستان سوریه و مناطق ایران شمالی می باشد - مناطق آزاد شده ایران شمالی شامل : جمهوری آذربایجان , ارمنستان , گرجستان - مناطق آزاد شده شرقی ایران شامل پاکستان , افغانستان و کشمیر هند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاه عباس پادشاهی ایران دوست , دلاور , قدرتمند و باتدبیر بود . وی برای آبادی و پیشرفت کشور کوشش های بسیار نمود . اراضی اشغال شده ایران را آزاد کرد . بناها و معماری های بسیار زیبا که شهرت جهانی دارد را در اصفهان و قزوین و دیگر شهرها باقی گذاشت . بازرگانی و صنعت را در ایران گسترش داد . در سال 1000 پایتخت خود را از قزوین به اصفهان برد و در آبادانی اصفهان کوشش بسیاری نمود . از جمله بناهای وی میتوان : مسجد شاه , مسجد شیخ لطف الله , سی و سه پل , خیابان چهار باغ , تکمیل ساختمان عالی قاپو و . . . را نام برد . ساختمان چهل ستون نیز در سالهای آخر پادشاهی وی آغاز شد . متاسفانه وی در گسترش مذهب و شیعه گری افراط نمود . پایه گذاری حکومت شیعه در ایران را به وی نسبت می دهند . در سال 1038 پس از 42 سال پادشاهی قدرتمند در سن 59 سالگی در مازندران چشم از جهان فروبست و پیکر وی را در کاشان به خاک سپردند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 11:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرباز هخامنشی بی سر!</title>
<link>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=4&gt;سرباز هخامنشی بی سر!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://shahrooz80481.googlepages.com/takhtejamshid.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;آخرین باری که رفته بودم تخت جمشید (پارسه) این عکس رو گرفتم  و از این جور صحنه ها زیاد دیدم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;اسم عکس رو گذاشتم &lt;FONT color=#ffffff&gt;سرباز هخامنشی بی سر!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=3&gt;فکر میکنم خود عکس گویای همه چیز باشه پس بیشتر از این نمینویسم خودتون عکس رو ببینید و نظر بدین.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 18:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hakhamaneshonline&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>hakhamaneshonline</dc:creator>
<guid>http://hakhamaneshonline.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
